پشت میزی که کـُنج ِ کافه جا گرفته بود، تنها نشسته بود! چند دقیقه بعد کتاب رو از جلوی صورتش پایین آورد! پوست ـش سفید و صورت ـش استخونی بود! یه دختر ِ شاید 21 ساله با یه عینک ِ کائوچویی روی چشماش! چند دقیقه به قهوه داخل فنجون که سرد شده بود خیره بود و دوباره کتاب ـشو جلوی صورت ـش گرفت! چند دقیقه بعد دوباره کتاب رو پایین آورد و خیره به فنجون قهوه! و چند دقیقه بعد از داخل کیف کوچیک قهوه ای رنگش یه نخ سیگار درآورد! آروم به سیگار پک میزد و ایندفعه مسیر نگاه ـش عکس ـآی روی دیوار کافه بود با اخم ـی که مهمون ِ صورت ـش شده بود! خیلی بیشتر از ظرفیت یه دختر 21 ساله از روزگار کشیده بود که سیگار بین انگشتای ظریفش گرفته بود و نگاهای خیره ـش تمومی نداشت!


+  یکم آذر 1393   آفـریـنـآ | 

 
©   Design By  :  HaDis